محمد علي حزين لاهيجي
40
فتح السبل ( فارسى )
نصرت و پيروى خلفاى جور و ائمّهء ضلال را نصب العين نمودند . و اين متسلّطين جاير به سبب جهل و عناد در تمشيت و تقويت كار خود محتاج شدند به تربيت اين طبقه علماء كه في الحقيقه جهّال و ارباب ضلال بودند و به حمايت ايشان اين طريقه مروّج و مسلّم بين الاسلام گشت . اين است كلام متأخرين . و اين صناعتى است كه قسيم حكمت است و با حكمت در موضوع و غايت ، مشارك و در مبادى و مقدمات و قياسات مخالف . [ تعريف كلام متأخرين ] « 1 » و متأخرين در تعريف « كلام » گفتهاند كه : علمى است به احوال موجودات بر نهج قوانين شرع . و به اين قيد ، [ اخير ] احتراز كردهاند از علم حكمت ، چه موافقت قوانين شرع اعنى بناى ادلّه بر مقدمات مسلّمه و مشهوره ميان اهل شرع ، در مفهوم حكمت معتبر نيست ؛ چه مشهورات و مسلّمات لازم نيست كه يقينيات باشد . پس اگر به حسب اتّفاق يقينى باشند آن را از حيثيت يقينى بودن به كار برند و الّا ظنّيات را در مسائل علمى معتبر ندانند و جماعتى كثيره از جهّال كه به صورت علما برآمدهاند از اين قيد غلط كردهاند و يا دانسته بر سادهلوحان مغلطه نموده كه در مفهوم حكمت ، مخالفت قوانين شرع معتبر است و به اين سبب مذمّت حكمت در ميان مسلمين رواج يافته . و از آنچه گفتيم روشن شد كه مراد از آن قيد چيست . و نيز واضح شد كه طريق تحصيل معرفت به نوعى كه مشوب به تقليد نشود منحصر در طريقهء برهان و بناى دلائل بر مقدّمات يقينيه است خواه حكمت نام آن طريقه كنند و خواه غير آن [ كلام ] . و از اين كه بعض حكما در بعض مسائل خطا كرده باشند ، مذمّت حكمت لازم نيايد ، چنان كه از خطا و غلط بعض فقها ، مذمّت شرع لازم نيايد .
--> ( 1 ) . مقايسه شود با گوهر مراد ص 42 .